عبد الحي حبيبى

85

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

بمعنى طرز و روش و كردار و رفتار و دأب و رسم است « 1 » ملاميران قندهارى گفته بود : نه په چل دعشق پهيزى نه‌ئى زده دى * لغو رن مچ دى بونيزى رقيب تل‌تل پس نام خنچل به معنى داراى روش خانى و بلند منشى و به تعبير تحت اللفظ ( خان خوى و خان كردار ) است ، و كلمهء خان با مغولان چنگيزى به خراسان نيامده بلكه قرنها قبل از اسلام درين سرزمين بوده و از همان هون - هان - خان اسم مردم هفتالى ( ابدالى ) آريايى ساخته شده است . طوريكه درين كتاب پيشتر در مبحث لويكان شرح دادم ، اين خنچل كابلشاه با دودمان لويكان غزنه و گرديز معاصر و خويشى داشته ، و در عصر وى در غزنه و گرديز لويك خانان ( خاقان ) حكمرانى و با خنچل كابلشاه روابط دوستانه و خويشاوندانه داشت ( به قسمت لويكان در فصل سابق رجوع شود ) . لكتورمان بقول البيرونى ( متن عربى ) وى آخرين فرد خاندان خود است كه كلر وزير برهمنى مذهبش تاج و تخت او را برانداخت . طوريكه گفتيم در تواريخ ما بعد اين عبارت صريح البيرونى تحريف شده ، و رشيد الدين وزير و بناكتى به صورتى آورده‌اند كه كتورمان را سلسلهء شاهان دانسته ، و كنك سابق الذكر را آخرين فرد اين سلالهء كتورمان شمرده‌اند .

--> ( 1 ) - يكى از نامهاى خيلى مشابه اين ، نام پادشاه كشمير راجه اوچل است كه از ( 1101 تا 1111 م ) مساوى حدود 505 ه حكم رانده ، و پادشاه نيكو كردار و مردم پرورى بود ( راجه ترنگينى ترنگ هشتم 2 / 2 ) كه نامش نيز همين معنى ميدهد : او - هو بمعنى نيك و خوب + چل يعنى كردار . پس اوچل - هوچل بمعنى نيكو كردار است ، كه جزو آخر نام ، همان چل نام خنچل است و اين راجه در كشمير بتاريخ 8 دسمبر 1111 م قتل شد ( ترنگ 8 شلوك 379 ) نظاير اين‌گونه نامها در پنبتو زياد است مانند هومل - ايمل ( هو + مل - نيكو همراه ) هودير - ادير ( هو + دير - نيكو مقر ، نام يكى از سه قبيلهء صافى ) كه بنام ادير اكوتوالى در عصر سلطان محمود مشهور بود . ( انتخابات آداب الحرب و الشجاعه از فخر مدبر طبع لاهور ص 42 )